تاريخ : جمعه 22 دی 1391 | 19:00 | نویسنده : saege

 

 پایگاه اطلاع رسانی صاعقه

یهودی گفت: دنیا را برای تو جز بهشتی که از آن بهره و لذت می بری و برای خود جز زندانی که زیان و فقرش نابودم کرده است ، نمی بینم ؟

روزی امام حسن(ع) از خانه بیرون  آمده بودند در حالیکه ظاهر ایشان آراسته و نظیف و چهره نورانی شان آرام و مطمئن بود و سوار بر اسبی چابک با شکوه و زیبایی تمام حرکت می  کردند.

پس چه بسا [در اثر دسیسه معاویه و توطئه یهود ]نا گاه بر سر راهش یک یهودی نیازمند پیر و بیمارو لاغر و بسیار بد حالی ظاهر شد ، و جلوی آن حضرت را گرفت و  [باطعنه]گفت :ای فرزند رسول خدا ! انصافم ده . فرمود :در چه چیز ؟ گفت :جد تو فرمود : دنیا زندان مومن است و بهشت کافر . و تو مومن هستی و من کافر . و [ با این حال من] دنیا را برای تو جز بهشتی که از آن بهره و لذت می بری و برای خود جز زندانی که زیان و فقرش نابودم کرده است ، نمی بینم ؟

و آن حضرت چون این سخن را شنید ...فرمود : ای پیرمرد  ! اگر می دیدی آن نعمت هایی[ ناشی از ایمان و عمل صالح] را که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده ، و خدا در سرای دیگر برای من و مومنان فراهم آورده است ، می دانستی که من در این دنیا پیش از انتقالم به آن جا ، در زندان تنگم . و اگر می دیدی آن شعله آتش دوزخ ، و شکنجه عذاب پایدار [ ناشی از کفر و گناه ]را که  خدا برای تو و هر کافری فراهم کرده است ، می فهمیدی که هم اکنون پیش از انتقالت به آن جا ، در بهشتی فراخ و نعمتی بزرگ هستی .




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید